لره تو كيوسك تلفن بوده، بيرون كه مياد ازش مي‌پرسند سالمه؟ ميگه: سالمه فقط آفتابه نداره


زن از شوهرش مي‌پرسه: عزيزم، تو منو دوست داري؟ مرد ميگه: خوب معلومه عزيزم، اگه دوست نداشتم، چطور ميتونستم هر شب بيام خونه پيشت، وقت و عمرم رو تلف كنم؟


زن رشتيه شب دير مياد خونه، شوهرش مي‌پرسه: كجا بودي؟ زن: چند تا مرد به من تجاوز كردند! مرد: تجاوز ده دقيقه طول مي‌كشه، بقيه‌شو كجا بودي؟


علي دايي توي اردبيل ميخواسته شناخته نشه، چادر مي‌اندازه روي سرش و ميره نونوايي! اونجا يه زن تپل و مپل رو تو صف مي‌بينه، خودش رو مي‌چسبونه به اون. زنه ميگه: علي دايي، نكن، من رضازاده‌ام


يه روز يه آخر بچه مثبت ميره داروخانه و ميگه: ببخشيد برادر، شربت شهادت داريد؟ داروخانه‌ايه ميگه: تموم كرديم، فعلا شياف اسارت داريم


زن از شوهرش ميپرسه : عزيزم تو زن خوشگل دوست داري يا زن با شعور؟ مرده ميگه : هيچ كدوم عزيزم من تورو دوست دارم!


تركه و لره ميرن حج، در حال اجراي مراسم سنگ زدن به شيطان بودند كه تركه به لره ميگه: سنگام تموم شده، حالا چيكار كنم؟ لره جواب ميده: كوتاه نيا، فحش بده


اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت : - همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن - هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته - جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟ - بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن


از قزويني مي‌پرسند: آپانديس كجاست؟. قزويني ميگه: از باسن كه وارد بشي، اولين بن بست، دست راست


فرق دختر با پسر :دخترا با هزار آرزو با يه پسري دوست ميشن پسرا با يه آرزو با هزار تا دختر دوست ميشن


رشتيه کتاب مینویسه تموم که میشه اولش مینویسه : تقدیم به پدرم که بهترین دوست بابام بود