4 – پسران جوان مدعي  

شناسايي ماشين :

- ماشين فوق اسپرت و داراي اولين امکانات تيونينگ

- ماشين داراي ظاهري زيبا و جذاب

- فاقد هرگونه آثار جوادآباد در ماشين

 

 طريقه سوار شدن:

- دوست مدعي معمولا با اعتماد به نفس وارد ماشين ميشه و با اعتماد به نفس و غرور حرکت ميکنه .

- زاويه نشستن در اين افراد بيش از 120درجه ميباشد به طوري که حالتي نيمه درازکش داشته و گاهي به سختي دست به فرمان ماشين ميرسد

- صداي ماشين معمولا" بسيار دلنشينه ، زمان اگزوز خفن و سراگزوزي و اينها گذشت ، حرفه اي ها با نصب هواکش مکنده اسپرت براي سيستم تهويه هوا موتور ماشين اونو تبديل به يک ماشين خوش صدا و خوش حرکت ميکنن .

- عشق سرعت و لايي

 اين گروه افراد اگر بيشتر قوانين رعايت کنن ايرادي در رانندگي آنها نيست


5 - جوانان جواد

 تشخيص هويت ماشين جوادي :

- شاسي ماشين خوابيده و اکثرا رينگ ساده و دور لاستيک سفيد 

- داشتن حداقل سه مدل بوق خفن

- داشتن لنگ جهت تنظيف

- دارا بودن ذوق هنري جهت درج عکس هنرپيشه هاي معروف باليوود و هاليوود ، خاليبوود و هيچينبوود و....وود

- داشتن دو آفتابگير مجهز به جاي سي دي جهت چنج کردن سريع سي دي ها

- ترجيحا" داشتن يک عدد مانيتور جهت اتصال به سيستماتيک اتومبيل

- باندهاي خربزه اي همراه با تيوترهاي خفن

 - حس طبيعت دوستي و قرار دادن گل پشت ماشين

- آويزون کردن انواع جاکليدي و يا عروسکهاي عجيب از قبيل اسکلت ، حيوانات وحشي و خانگي و ...

- به همراه داشتن حداقل يکي از موارد زير : زنجير ، چوب ، پنجه بکس ، چاقو ، خنجر ، شمشير ، لانچيکا ، سانچيکا و در صورت نياز سلاح گرم !!

- به همراه داشتن مواد افيوني از قليون گرفته تا زبونم لال سيگار

 - کنسول وسط ماشين فراموش نشه

- شيشه ها غالبا" دودي ، اونم با استفاده از برچسبهاي دودي

- چراغهاي ليزري چشمک زن و کور کننده با قابليت مچ شدن با سيستم صوتي و رقص نور ( محل نصب چراغهاي جلو جهت کور کردن ماشين روبرو )

- چراغهاي آبي کمرنگ که جاي خاصي براي نصب نداره همه جا ميشه گذاشت حتي توي ... تو باک بنزين

 

طريقه سوار شدن:

1 – هنگام باز کردن در ماشين ( صداي دزدگير ماشينش تا فرسنگها به هوا بلند ميشه و تا اونو خاموش و درها رو بازکنه چند دقيقه اي وقت ميبره ، در هنگام باز کردن در و قبل از سوار شدن به 45 جهت اصلي نگاه کرده و از اينکه همگان متوجه حضور ايشان شدن اطمينان حاصل کرده و دستي بر سر کشيده و با سر ميشينه تو ماشين ....

2 – شيشه ها رو تا آخر ميده پايين و در آينه بقل و وسط و اونور و اينور جمال مبارک خودشون نگاه ميکنن و عينک دودي سفيد يخچالي پدر بزرگش ميزاره رو چشاي قلمبيدش .

3 – سوئيچ که باز ميکنه اول صداي حاج يساري ميره هوا و خلاصه ملتي رو به فيض ميرسونه و بعد شروع ميکنه به استارت زدن ......

4 - هيف ولوم ضبط از اين بيشتر نميشه وگرنه کل محله رو تذغيه ميکرد !؟

 

طريقه حرکت ماشين :

ايهيييهييي ( صداي تيکاف ) به زور يک نيمچه صدايي از حاصل دسترنج تيکاف ايشون بلند ميشه و بدون راهنما و نگاه کردن آينه به هر طرف که عشقش کشيد حرکت ميکنه ( حتما" ميتونه ! )

 

يک شات و نماي بسته از بيرون اين آقا و ماشينش :

لاستيکاي ماشين به علت ارتفاع ماشين از کف فقط نصفشون پيداست ، لاستيکها داراي قالپاق استيل و درز درها داراي نوارهاي استيلي که عجيب به ماشين حال داده ، آينه دوچرخه بچه همسايه به جاي آينه هاي بقل ماشين ، برچسبهاي زير آينه بقل که ديگه نگو ، هرچي گيرش اومده چسبونده ، اگه کمي توش دقت کني احتمالا" فحشي چيزي هم از توش در بياد ، به داخل که نگاه کني فقط سر مبارک آقا جواد ميبيني با يه دستش که رو فرمونه ، فقط ميگي ماشينش صندلي نداره و جواد جون رو کف  ماشين چارزانو زده .  چه چراغاي قشنگي ، هر نوع چراغي که بگي به اين ماشين آويزونه فقط يه مهتابي تو اتاقش کم داره که جديدا" رويت شده و دوستان براي بهتر نخ کردن سوزن در ماشينشون از اون استفاده ميکنن . ( خدايي من نميدونم بعضيا با چه انگيزه اي چراغاي داخل ماشينشون موقع رانندگي روشن ميزارن ؟! ) ، اگر ماشين صفر خريده باشه احتمالا هنوز پلاستيکهاي روي صندلي و دور دستک راهنما و حتي سپرش به راحتي به چشم ميخوره و لکه هاي خوني که خاطره خون کردن جوجه خروس همسايه توسط مادر بزرگ مهربان رو به ياد مياره و ديگه جزيي از ارقام و رنگهاي پلاک شده به طوري که هنوز زنبورها و مگسها دورش جمع ميشن .

 

 

قوانين رانندگي اين دوستمون از زبون خودش :

- نرسيده به چهارراه حامل چراغ قرمز اگه همه واستاده بودن که هيچ اما اگه سبز يا حتي زرد بود ، هر جا که بودي دو تا پاتو بزار رو گاز و گوله کن ،  تا بتوني از چراغ رد شي .

- اگه عابر پياده داشت از خيابون رد ميشد باز به بند 1 رجوع و عينا عمليات فوق را انجام بده تا عابره از رو بره و ديگه کل کلي نياد از خيابون رد شه ، در ضمن خيلي حال ميده وقتي عابره براي حفظ جونش ، خودش پرت ميکنه ... آي ميخندي

- دور ميدون عمرا" اگه سرعتت کم کني ، مث گاو بايد سر انداخت پايين رد شد ( بلانسبت )

- اصلي ؟ فرعي ؟؟ چي ؟ اينا کشکه بابا !! جمش کن ، هر کي قلدر تر باشه اون رد ميشه ، راه دادن در قانون ما جايي نداره ، هر کي بهتر راه بگيره اون رانندس ...

- راهنما مال بچه سوسولاس ، هر وقت طلبه بودي هرجا حال کردي و هر طرف عشقت کشيد بپيچ ، کي به کيه ؟!

- خط وسط خيابونا براي قشنگيشه ، آي حال ميده لاستيک بندازي روشون ، براي خطوط ممتد و غير ممتد هم بيخودي اومدن قانون گذاشتن ، هر جور خواستين با خطوط برخورد کنين .

يه نکته مهم خدمتتون بگم که ما بهمون بر ميخوره اگه کسي رومون بپيچه يا راه بگيره يا ... اگه همچين اتفاقي بيفته واميسيم تو راه و سرمون از پنجره ماشين مياريم بيرون و هر چي تا حالا فحش ياد گرفتيم نثار روح گذشتگان و آيندگان طرف ميکنيم بيخيال اينکه دور و ورمون زن و بچه مردم دارن رد ميشن و پشت سرمونم ماشينا صف کيشيدن ...

-          جا پارک براي ما زمين خداس ، هر جا خالي باشه واميستيم ، ميخواد پياده رو باشه ، دوبله که چيزي نيست چوبله باشه ، رو پل ، تو خونه مردم ، خلاصه هر جا که غم نباشه .

-  چراغامون تو شبا حال نميکنيم روشن کنيم يعني ofline  و با چراغ خاموش کانکت خيابونا ميشيم

 

 

نکته آموزشي : مقابله با مثل کردن با اين افراد دور از شئونات انساني است . خيلي سعي نکنين حرف شما رو قبول کنن اصلا" بيخيالشون شين و به راهتون ادامه بدين چون حرف زدن بي فايده است .


6 - دختران جوان و جوياي نام

 

شناسايي ماشين :

- رنگ ماشين معمولا" روشن و فانتزي ميباشد از قرمز عنابي گرفته تا سبز مغز فندوقي

- ماشين برق ميزنه از تميزي

- حتما" خرسي پشمالو يا گربه اي ، سگي ،  غورباقه اي چيزي تو ماشين پيدا ميکني البته عروسکش

- فضايي کاملا" معطر و تر وتميز

- ماشين نيمه اسپرت تا همون حد رينگ و لاستيک و سيستم صوتي

- آينه زير آفتابگير معمولا" بزرگتر از ساير ماشينهاست

- جا سوييچي فينگيل قينگيلي عروسکي

- فضاي داشبورد کمپلت تخصيص داده شده به لوازم آرايشي از قبيل رژ ، سايه ، ريمل ، مداد رنگي چشم ، لاک غلط گير ، انواع ادکلن و اسپري ، انواع پودرها و کرم هاي سفيد کننده ، براق کننده ، حالت دهنده ، حجم دهنده ، کم حجم دهنده ، ضد آفتاب دهنده، ضد مهتاب دهنده  ، پنتک ، پنکه ، شير فلکه ، ناخن گير ، ژل مو ، واکس مو و واکس کفش ( همزمان ) ، عينکهاي دودي براي فصول مختلف ، ليوان کوچولو شخصي ، مسواک و خمير دندان ، خلال و يا نخ دندان و .... که ديگه نميشه گفت (خلاصه  اينطوري بگم اگه اون در باز کني بايد سه روز وقت بذاري اشيا فوق رو براي خانوم جمع آوري کني )

 

 طريقه سوار شدن:

- قبل از سوار شدن با چشمان خودتون ميتونين نمونه اي از فشن شو رو ببينين .

- دو متر مونده به ماشين خانوم دستش دراز ميکنه به صورتي که مقداري متمايل به جلو خم ميخوره و جيگيلي دزد گير ماشين به صدا درآورده و در رو باز ميکنه

- از اونجا که دخترا مثل خانومها پربار نيستن و سبک بار هستن به راحتي از در سمت خودشون سوار ميشن

- طريقه نشستن به اين صورت است که ابتدا نشيمنگاه وارد ماشين ميشود ، سپس سر مبارک و بعد هم پاها کشيده ميشن تو .

- در هرگز با ضربه اول بسته نميشه و مجددا" اونو دو باره و يا سه باره هر سري محکمتر از سري قبل ميبندن

- اکثرا" بدون دستکش دست به فرمون نميزنن

- دو تا دست حتما" بايد به فرمون باشه البته جديدا" اونايي که ادعايي در اين زمينه دارن يک دستي هم رانندگي ميکنن

- زاويه نشستن پشت فرمون ماشين دقيقا"90درجه

- صندلي – آينه – دنده خلاص – راهنما – اينه بغل – ترمز دستي – کمربند ايمني – استارت – دنده يک – حرکت ( صادرات کادح)اين مراحلي هست که دختر خانوماي گل کف دستشون نوشتن و به ترتيب رعايت ميکنن . ( آفرين )

 

طريقه حرکت ماشين :

دختراني که  کمي اکشنشون بيشتره ( فعال ترن ) معمولا" براي خودنمايي (  که تو ذاتشون هست )  تيکاف ميکشن و حرکت ميکنن .

در بين راه بارها به آينه وسط ماشين نگاه ميکنن به دو علت 1- به خاطر اينکه ببين آرايششون به هم نخورده و يا خدايي نکرده موهاشون اشتباهي اينور اونور نشده باشه و 2- به خاطر اينکه ببين پسري دنبالشون هست يا نه ؟

اصولا" در نظريات و فرضيات اين عزيزان بوق زدن ماشينها و يا چراغ دادن و يا هر نوع حرکتي مشکوک يعني اينکه راننده مقابل از ايشون خوشش اومده  و به فکر برقراري ارتباط با ايشون هست ، در نتيجه خودشون قيف گرفته ، شيشه ها تا دينش بالا و وانمود ميکنن که هواسشون جاي ديگست .

در صورتيکه کسي پيدا نشه که بهش شک کنن ،  حس ماجراجويانشون گل ميکنه و به اولين مذکر در حال حرکت به قول بابابزرگم يک « عشق اله »  ميرسونن ، يعني اينکه آره ما هم هستيم . پسر بيچاره اگه مثل بچه هاي گروه روزنه سر به زير و مثبت باشه که نيم نگاهي به طرف ميکنه و به راهش ادامه ميده ولي اگه از بچه هاي گروه نباشه وامصيبتا ، از اينجاست که قصه شروع ميشه

اگر راننده از نسل جوادآباد باشه که کار خانوم کاملا" مشخصه ، يا گوشه بيمارستان يا قبرستان اون هم به علل زير :

جوادي که در قسمتهاي قبل ازشون تعريف کرديم شديدا" براشون افت داره که از يک دختر بخوره بنابراين تا ميتونه رو دختر مردم ميپيچه ، بوق ميزنه ، مماس بازار و تيريپ آينه به آينه ور ميداره تا دختر مردم سکته بده و  يا يک بلايي سرش در بياره .

گروه بعدي هم که بر و بچه هاي با صفاي ريس هستن و از اونجا که در کنار دست فرمون مرام هم دارن خدا را به خاطر اين نعمت شکرگذاري کرده و به دنبال ماشين مونث جهت کل کل به راه ميفتن .

هر چند اين کارها خالي از خطر نيست ولي به شرط حرفه اي بودن دو طرف ايرادي نداره ، چه بسا در طول راه شرکت کنندگان ديگري هم جذب اين مسابقه بزرگ بشن و بيچاره عابرين پياده که مثل مرغ بايد به اطراف پراکنده بشن و فرار کنن . در بزرگراهها اگر شانس داشته باشيم و کنترل نامحسوس به تورمون گير نکنه ! بازار لايي کشي و آينه به آينه گرم خواهد بود ، در کوچه هاي خلوت هم که فرصت مناسبي براي دستي کشيدن و حرکات ژانگولر با اتومبيل از فبيل دور در جا از مدل آمريکايي و فرانسوي  گرفته تا راکول ، ردفورد ، اسکات و ديگر حرکات .

حتي در جاهاي شلوغ هم قبلا" ميشد ولي الان سخت ميشه .

دختر خانومهاي امروزي هم خوشبختانه حرفي براي گفتن دارن و بعضا" اين حرکات انجام ميدن که خوب واقعا" تحسين برانگيزه .

خاطره اي در مثال براي مطالب فوق به ذهنم رسيد که چند وقت پيش براي خودم اتفاق افتاد . روزي دانشگاه رو به مقصد منزل ترک کردم . 100 متر که راه رفتم يکي از دختران شيرين سخن دانشگاه به همراه 2تن ديگه از همنوعانش به کنار من آومدن و روم فرمون گرفت ، از اونجا که من جزو بچه هاي مثبت گروه هستم چون آشنا بود کاري نکردم ولي در اين حين عده اي از پسران دانشگاه و دوستان خودم بوق بوق زنان رفتن دنبالشون . انقدر رو همديگه گرفتن و با هم کل کل کردن که ناگهان خانم راننده کنترل ماشين از دست داد و به سمت راست منحرف شد همونجا پسرا هم در حال سبقت از سمت راست بودن ، در نتيجه دخترا با سرعت پيچيدن رو پسرا و با همون سرعت خوردن به ماشينهاي پارک شده کنار خيابون و بعد رفتن تو جداول ، پسرها هم زدن به دوچرخه سوار کنار خيابون و.....

بله دخترا يکي سرش شکست و يکي پاش ، دوچرخه سوار هم دست و پاش ، 5تا ماشين کنار خيابون از شدت ضربه خسارت ديدن و پسرها هم شديدا" دستپاچه شده بودن . که خدا رو شکر کاريشون نشد .

اين درسي باشه براي همه که وقتي جو ميگيردشون با همديگه کل کل نکنن .

درسته بعضي دخترها از لحاظ دست فرمون کارشون درسته ولي فقط کافيه دستپاچه بشن اونوقته که خدا رحم کنه .

 

 پايان نامه :

 

اين موارد به استثنا شما دوست هم گروهي هست ، اصلا"به خودتون نگيرين شما ماهين . گل . 

 اکثر جوونايي که در گروههاي مختلف نام بردم چه دختر و چه پسر عشق ماشين هستن و داراي مشخصاتي از قبيل باد داشتن مغزلذا خواهشا" اين يادتون باشه که غرور و جنون از رانندگيتون دور کنين . فقط کافيه خدايي نکرده يک تصادف کوچيک منجر به جرح داشته باشين ، اون موقع هست که ميفهمين بايد روي اصول و طبق مقررات رانندگي کنين .

کاش يک روزي برسه که اصلاح از خودمون شروع کنيم . ( دارم به خودم ميگم )

 

تمام اين موارد گفتم اما ديگه مگه ميشه کل کل کرد يا سرعت رفت ؟! سهميه بندي بنزين دست ما رو بسته . من خودم شخصا" ته کارتم 10ليتر ديگه دارم . بنابراين خيلي بيجا کنم از 60 تا بيشتر برم ، دستي بکشم ، کل کل کنم ، برم پيست و يا ...

 

دعاي سال :

خدا بده بنزين .

به اميد روزي که کارتهايمان روزي 600 ليتر شارژ کنن . آمين


منبع وب سایت روزنه آنلاین