اصول و قواعد راندگی در تهران قسمت اول
1– مسافر کشان گرامي :
- شناسايي ومشخصات ماشين : ماشين افراد مذکور کاملا" مشخصه و احتياجي به شناسايي نيست . ( تاکسي )
- طريقه سوار شدن : فشنگي ، به عبارتي تيز و فرز
- طريقه استارت و شروع به حرکت ماشين : در هنگام روز و زماني که خيابانها شلوغ است هيچ تاکسي خاموش نميباشد بنابراين موردي وجود ندارد .
- طريقه دور زدن و يا نگهداشتن اتومبيل : در رابطه با اينگونه رانندگان اين نکته حائز اهميت است که براي آنها در بين جهات اصلي به هيچ عنوان سمت چپي وجود نداره و فقط سمت راست قابل شناسايي هست . خدا نکنه درهمين سمت راست مسافر مانندي ببينن اگر 120 تا هم سرعت داشته باشن با تمام وجود خودشون به اون شبه مسافر ميرسونن ، حالا کجا هستن و در چه موقعيتي مهم نيست ، ميخواد تو اتوبان باشن ، ميخواد سمت راستشون ماشين باشه يا نه ، دوچرخه جات هم که اصلا هيچي اونا به حساب نميان و از روي اونها براي رسيدن به مقصدشون عبور ميکنن ، اين آينه قدي هايي هم که جلو آويزون ميکنن با اينکه توش 10 تا ماشين ميبينن که پشتشون صف کشيده ولي باز هم اثري نداره .
گاهي اوقات تاکسي ها سر چهارراه به چراغ قرمز برخورد ميکنند ، جالب موقعي هست که يک مسافر اونطرف چهارراه منتظر تاکسي هست و همزمان 3 يا 4تا تاکسي هم پشت چراغ ، به محض زرد شدن چراغ ديگه تاکسيها رو نميبيني ، آنچنان رقابتي به وجود مياد براي رسيدن به مسافر که حاضرم شرط ببندم تو خط استارت مسابقات فرمول يک همچين استارتهايي کم ديده ميشه و اين وسط کساني که بين راه هستن قرباني اين تاکسيها هستن چه بسا خود مسافر بيچاره هم به سوار شدن نرسه مگر اينکه جنازش از در زير تاکسي بياد تو !!!!
در صنف تاکسيرانان راهنما زدن و يا داشتن چراغ ترمز جرم هست و هر راننده تاکسي که از اينجور چيزا داشته باشه تازه کار و آماتور هست .
تاکسي ها 5 در دارند و هميشه بايد مراقب پياده شدن مسافرين از هر کجاي آن باشيد.
نکته ريزي که احتمالا" دوستان اهل موسيقي به اون پي بردن اينکه هر راننده تاکسي براي خودش بوق مشخصي داره و در يک دوره زماني معين اونو مينوازه حالا ميخواد براي مسافر باشه يا اصلا" مسافري هم در کار نباشه !! اين مدل بوق انحصاري هست و رانندگان به اقتضاي ميزان اعصابي که دارن در اکتاوها و ميزانهاي مختلف و با تمپوهاي مختلف اين بوق رو به صدا در ميارن .
ايستادن به صورت دوبله و سوبله و حتي چوبله و يا دقيقا" سر تقاطعها و يا جاهايي که نبايد بايستن هم که طبيعي هست و کي جرات داره حرف بزنه ؟!
طرح جديدي هم که کم کم داره قانون ميشه اينکه اگر 10نفر هم تو تاکسي باشن اما مسافر دربستي به تور راننده بخوره تمام مسافران بايد لطف کنن و پياده بشن !
رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي واجب و الزامي است به استثنا تاکسيهاي محترم
با وجود بودن تاکسيهاي محترم هرگز به فکر آرامش در رانندگي نباشيد . زيرا در لحظه اي بسيار شيرين و دلنوازي که شما مشغول رانندگي در يکي از بزرگراههاي زيباي شهر به همراه گوش دادن به موسيقي ملايم و مورد علاقتون هستين و با سرعتي مطمئن در حال طي طريق در سمت راست اتوبان در حرکتيد و همينطور که از يک غروب زيبا لذت ميبريد ناگهان يک عدد تاکسي در سمت چپ شما ظاهر ميشه که ناگهان ( دوباره) يک مسافر هم همونجا سمت راست شما سبز ميشه . کاملا مشخصه که چه اتفاقي ميفته ، بي برو برگرد راننده تاکسي محترم با همون سرعت ميپيچه رو ماشين شما و به محض رسيدن به مسافر دقيقا" جلو ماشين شما ترمز ميزنه و نگه ميداره ، بله اينجاست که شما بايد هنر رانندگي خودتون رو به نمايش بزارين و يه جوري ماشينتون جمع کنين که نه به تاکسي بخورين نه به مسافر ، نه برين تو جدول کنار خيابون و نه يهو برين وسط بزرگراه تا خدايي نکرده ماشينهاي پشت سر به شما بنوازن .
هشدار : هر گونه ماشين به رنگ زرد و يا قرمز و اخيرا" سبز نشاندهنده خطر ميباشد . مراقب باشيد .
2 – خانمهاي محترم
- شناسايي : يک عدد خانوم از سن 30 به بالا و تحقيقا" متاهل
- مشخصات ماشين : داخل ماشين معمولا" خوشبو کننده و يک عدد عروسک پيدا ميشه مگر اينکه صاحب اون ماشين همسن مادر بزرگ بنده باشه و نکته قابل تمايز اينکه معمولا" ماشين تميز هست .
- طريقه سوار شدن و نشستن : معمولا" اول در کمک راننده باز ميشه بعد در راننده . علتش هم به خاطر اينه که خانم راننده هميشه همراهشون چيزهايي دارن که به خاطر حجم بالا بايد در صندلي کنار قرار بگيرند . اين نوع چيزها شامل : يک الي سه عدد بچه قد و نيم قد ، نان به مقدار حداقل 10 عدد ، سبزيجات از نوع سبزي خوردن و سبزي قرمه ، ميوه جات ، سيب زميني و پياز به ميزان لازم ، چادر يا کيف و يا پالتو ، هندوانه به شرط چاقو ، لوستر و لوازم لوکس خانه !! ، موبايل !!! ( لازم به ذکر است که موبايل اونقدر حجيم نيست که نيازي باشه از در بغلي به داخل ماشين برده بشه ولي از اونجا که خانومهاي محترم شرطي شدن ، در صورت نداشتن هيچ شي ديگري ناچارا" موبايلشون و يا کيف کوچولو دستيشون رو از اون يکي در داخل ماشين ميذارن .)
زاويه نشستن پشت فرمون ماشين 85درجه و دو دستي فرمون ميچسبن به طوري که جهت عوض کردن دنده به مشکل ميخورن
- طريقه استارت زدن و حرکت ماشين
در اين قشر از جامعه ارکان بسيار نماياني وجود داره که به راحتي ميشه پي به مونث بودن راننده محترم برد .
الف ) ابتدا استارت........... و ماشين زارتي به جلو ميپره( هيچ ايرادي نداره چون ماشين رو خلاص نکرده بودن )
ب – بالاخره ماشين روشن ميشه و حالا قصد حرکت دارن ولي با يه سکته خفيف ماشين بيچاره خاموش ميشه ( طوري نيست گاز و کلاج با هم هماهنگ نبود )
پ – ماشين روشن ، سپس راهنماي سمت چپ روشن و پس از خرطي تو دنده گذاشتن يهو با سرعت شروع به حرکت ميکنه ( طوري نيست از هول اينکه ماشين مجدد خاموش نشه اين سري گازش زياد ميشه )
ت – دنده عوض ميشود ( بيچاره ماشين هرسري دندش عوض ميشه يه صداي ناهنجار و سپس يک دکه اساسي ميخوره )
ث – سر پيچ و گردش به چپ با همون سرعت اوليه ( آخه هنوز ميترسه ماشين خاموش کنه و پاشو از رو گاز برنميداره ، ياد چارلي چاپلين بخير يادتون هست چطوري سر پيچا يه پاش ميرفت بالا ؟! )
ج - تو خيابون با فاصله 200 متر با ماشين روبرويي يهو ميزنه رو ترمز ( تجربه گاز دادن براش تلخ بود و فهميده که بايد با ماشين روبرويي فاصله داشته باشه و با اين کار فاصلش حفظ ميکنه ، اين رو هميشه در خاطر داشته باشين که خانومها افرادي محتاط و ريز بين و آينده بيني هستن و هر زمان بي جهت ممکن است در وسط خيابان توقف و يا يهو سرعتشون افزايش پيدا کنه . فقط بيچاره ماشينهاي پشت سر که بايد شاهد توقف بي مورد و بيجا خانوم باشه و چه شود روزي که چراغ ترمز خانوم هم ايراد داشته باشه !؟ )
چ – راهنما همچنان از بدو حرکت مشغول خاموش روشن شدن است و از پيچها قبل کار ميکنه ( ايرادي نداره در طول مسير حتما" به پيچ خواهد خورد و مطمئنا"اونجا لازم ميشه )
ح - خانومها در ترافيکها بسيار نمايان هستن مخصوصا" اگر ماشينشون جزو ماشينهاي سست کمک باشه يعني ماشينهايي که کمک فنرشون زيادي نرمه مثل پرايد ) ماشيني که ديدين داره ميرقصه و به قول بر و بچه هاي اتومبيلران قايقي ميزنه ، شک نکنين که رانندش خانومه . خيلي وقتها هم که ماشين به کرات و دفعات زياد خاموش ميشه .
خ- خدا اون روز نياره که پشت سر يک خانوم در ترافيکي با شيب معکوس گير کنيد ( همون سر بالايي منظورمه ) بايد با جلو پنجره ماشينتون رسما" خداحافظي کنين و هيچ ادعايي هم نداشته باشين چون کاملا" حق با خانوماست
د- پارک کردن خانومها بسيار زيبا و منحصر به فرد است به نوعي که زبانزد خاص و عام هست مخصوصا" اگر از نوع دوبلش باشه . به به . ( غريب به 50 بار ممکنه ماشين بره عقب بياد جلو و آخر هم 1 متر از جدول فاصله داره ، خودم غريب به 20 بار به تقاضاي خانوما ماشينشونو براشون پارک کردم ، تا جايي که تصميم گرفته بودم اصلا" بزنم تو اين کار ، کنار خيابون واستم ماشين پارک کنم .... )
ذ- اگر ديدين ماشيني بر کوچه محل سکونت شما و يا خيابانهايي با عرض کمتر از 30 متر به صورت عمود راه را قطع نموده ، بدون شک بدانيد که راننده آن خانوم ميباشد . به علت عوض کردن 180درجه اي مسير و عدم فرمانگيري دقيق معمولا" اين گير ايجاد ميشود که چه بسا بسيار خطرناک و ترافيک ساز است . طي بوقهاي ممتد و سر و صداهاي ايجاد شده ، خانوم سريعا" هول کرده و در جا ميزند اما به محض خلاص شدن از معرکه سر خود را تا تنه از ماشين بيرون آورده و ناسزا ميگويد و شعور کليه ماشينهاي حاضر در صحنه را زير سوال ميبرد ( با استفاده از واژه نامانوس بيشعورها )
تعداد بندهاي اين قسمت انقدر زياد هست که حروف الفبا در مقابلش ناچيز است و حرفي براي گفتن ندارند بنابراين به همين سطور بسنده مينمايم ، لذا بيخيال
نکته آموزشي مربوط به اين قسمت : فاصله خود را با خانومها حفظ کنيد و مطلقا" نذارين از حد مجاز کمتر بشه زيرا خطرش ناک است ، هرگونه چپ نگاه کردن و يا زمزمه کردني که منجر به مشکوک شدن خانوما بشه مساوي با عدم شعور شماست زيرا ... زشته ، بده
گروه3- پيرمردهاي محترم و عزيز
ابتدا شناسايي جناب پيرمرد و خانوم پيرزن : ايشان داراي قامتي خميده و احتمالا" داراي عصا بوده و 98درصد انها داراي عينکهايي با فرم بزرگ ميباشند .
مشخصات ماشين : ماشين ايشان اکثرا" از مدلهاي قديمي بنز – تويوتا و کلا ماشينهاي توليد خارج از کشور مدل دوران رنسانس ميباشد
طريقه سوار شدن و نشستن : ابتدا به دنبال سوئيچ ماشين گشته و بعد از طي زماني غريب به 15دقيقه موفق به يافتن آن ميشوند که داخل جيب کوچک کيف و يا کتشان بوده است . بعد از گشايش در به سختي سوار ماشين شده و سپس مشغول باز کزدن قفل فرمان ميشوند ( قفل فرمان رکن اصلي ماشين است و بي آن ممکن نيست ، پس لطفا عجله نفرماييد و اجازه بدين قفل را با خيال راحت باز کنند ) بعد از عمليات فوق ماشين استارت ميخورد
زاويه نشستن اين افراد کمتر از 80درجه هست به طوريکه معمولا سر بسيار نزديک قربيلک فرمان قرار دارد .
طريقه استارت و شروع به حرکت ماشين : به آرامي دنده را يک کرده و با احتياط فراوان و به صورت نيم کلاج حرکت ميکنند و تا زماني که 150درصد مطمئن نباشند که در فاصله 20متري آنها موجود زنده اي پر نميزند محال است که کلاج را ول کنند و يا دنده را تعويض نمايند . معمولا" اين ماشينها عملا" سه دنده دارند و حداکثر سرعتي که در اين مدت به خودشون ديدن 75km بوده که آن هم احتمالا" يا هواس راننده پرت بوده و يا به علت ديسک کمر پا قفل شده و ناخواسته به اين سرعت رسيده است .
طريقه دور زدن و يا نگهداشتن اتومبيل : براي گردش به چپ ابتدا آينه ها را بارها و بارها نگاه کرده و سپس با سرعت 50 کيلومتر که استاندارد حرکتي ايشان ميباشد از منتهي عليه سمت راست خيابان به سمت چپ طي طريق ميکند . در اين مرحله ماشينهاي پشت سر بايد رعايت سن و سال رابکنن (چون حاجي مطلقا" نه از سرعت خود کم ميکنه نه اضافه) حتي در بعضي مواقع با زاويه اي حدود 75درجه به اونور خيابون حرکت ميکنند . در مورد راهنما زدن هم لازم به ذکر است که گاهي در هنگام پيچاندن فرمان دستشون به دستک راهنما خورده و روشن ميشود که اکثرا" اين اتفاق مي افتد چه بسا در مواقعي برف پاک کن ماشين هم به آن اضافه ميشود .
نکته مهم : شما در هر حالت و هر مکاني هستيد و متوجه راننده مسني شديد شکيبا باشيد و از انجام دادن عملياتي چون بوق زدن ، چراغ دادن ، صداهاي ناجور درآوردن ، زبونم لال فحش دادن و بال بال زدن بپرهيزيد زيرا به محض ديدن هر يک از کارهاي شما سرعت ماشين کمتر شده و احتمال خاموش شدن و يا انحراف آن فراوان است .
پايان قسمت اول
منبع وب سایت روزنه آنلاین